این دفعه میخوام زوجی رو معرفی کنم که در رتبه بندی دوستای صمیمیم به طور میانگین در طول ۵ سال اخیر رتبه ۳ رو دارن. اما قبلش موضوعی رو میخوام توضیح بدم.
من خیلی به این رتبه بندی فکر نمیکنم بنا براین رتبه بندیام احتمالا خطای زیادی داره و خیلی محتمله که خیلی ها رو جا بندازم.
معنی میانگین در طول ۵ سال اخیر یعنی:
میانگین صمیمیت= جمع روی تمامی بازه ها(مقدار صمیمیت اعمال شده در هر بازه ضرب در طول بازه(بر حسب شبانه روز!)) تقسیم بر ۱۸۲۵ شبانه روز.
خیلی واضحه که تو پنج سال خیلی اتفاقها ممکنه بیفته...دوستی های شدید در یک دوره طولانی با دشمنیهای شدیدتر در دوره کوتاه همراه شه و بالعکس!
طلایه و مجید.این مورد مثال خیلی خوبیه برای توضیح این موضوع که
صمیمیت اصلا به معنی علاقه نیست!
در واقع سرنوشت هر کسی پر از نکات
منفی و
مثبته. شاید در کنار نعمات بسیاری که خداوند متعال به بنده عطا کرده...
تحمل و معاشرت و معاشقت با این زوج هم برای بر قراری تعادل و اینکه من فک نکنم همه چیز زندگی باید بر وفق مراد باشه ...لازم بوده.
جدای از شوخی...بسیاری از
تصمیم های مهم...
خاطره های شیرین...دوستای مختلف...
تجربه های عجیب و غریب من با اسم این
دو نفر عجینه.
راستش رو بخواید خیلی فکر کردم که با کدوم این دو صمیمی ترم و حتی از یه
دوست مشترک و صمیمی مشورت خواستم اما جوابی پیدا نکردم! شاید شما هم اگه این دو تا رو میشناسید براتون جالب باشه که به این سوال فکر کنید.
این تنها ویژگی جالبشون نیست...ویژگی جالب دیگه اینه که کافیه ۲ روز با این زوج
زندگی کنید..(کاری که من روزها و شبهای زیادی کردم) تا به این نتیجه برسید که گاها دو تا آدم به غایت متفاوت می تونن
کنار هم ترکیب جالب و پایداری داشته باشن...البته جدای از اینکه قطعا تو این دو روز دهنتون سرویس میشه!
نکته جالب دیگه اینکه پارسال در چنین زمانی بدبینانه ترین پیشگوییها هم این رو پیش بینی نمیکرد که امشال در چنین زمانی ما در یک کشور مقیم باشیم...
اینجاس که شاعر میگه:
عشق را عاشق شناسد...زندگی را من.
من که عمری بوده ام با زیر و بالایش.
که تفو بر صورتش...لعنت به معنایش!
خلاصه از بد روزگار من مجبور بودم که هفته دوم اقامتم در آلمان رو هم حتی با اینا باشم...که البته مثله همیشه تبدیل شد به خاطره ای که مزش خیلی دیر از زیر زبونم میره...علل خصوص مزه
مجید که خیلی هم موهاش بلند شده!